هر آینه بایستی شکرگزار بود که کمیته نوبل، جایزه صلح امسال را به دونالد ترامپ اهدا نکرد، اگرچه با اهدای آن به خانم ماریا کورینا ماچادو، باری دیگر بر کوس رسوایی کمیته نوبل کوبیده شد. بی شک، خانم ماچادو، رهبر اصلی مخالفان نیکلاس مادورو، رییس جمهور خودکامه ونزوئلا، زن با شهامتی است – بویژه اگربنابر گزارش ها، در خاک ونزوئلا پنهان باشد. لیک شوربختانه رویکرد خانم ماچادو در زمینه ی سیاست داخلی ونزوئلا و سیاست بین المللی تنها صلح جویانه نیست. پیشینه ماچادو گویای این واقعیت است که او در مبارزه اش ضد هوگو چاوز، رییس جمهور فقید و خودکامه ونزوئلا و جانشین او، نیکلاس مادورو، تنها به روش های صلح آمیز بسنده نکرده است. رد پای حضور او در کودتای سال 2002 علیه هوگو چاوز مستند است. او پشتیبان دخالت قدرت های خارجی در ونزوئلا و در صورت لزوم توسل آنها به زور نظامی برای سرنگونی مادورو از قدرت است. درماههای اخیر، ماچادو از بمباران قایق های ونزوئلایی و کشتار سرنشینان آنها بوسیله دولت ترامپ دفاع کرده است، اگرچه گناهکار بودن سرنشینان در امر قاچاق مواد مخدر، مورد تایید مقامات بی طرف بین المللی قرار ...
Picture Courtesy: Vahid Salemi/AP بهعنوان یک استاد دانشگاه که از بدو شکلگیری جمهوری اسلامی در سال ۱۹۷۹ با تمامیت آن مخالف بودهام، حملهی نظامی اسرائیل به ایران را قویاً محکوم میکنم. این ادعا که نتانیاهو و اسرائیل میتوانند آزادکنندهی مردم ایران باشند، مضحک است . در کنار جنایتکاران جمهوری اسلامی، شهروندان بیگناه — چه در ایران و چه در اسرائیل — کشته میشوند و زیرساختهای عمومی ایران در حال نابودی است. مردم وحشتزدهاند و احساس میکنند از جانب همه — رژیم سرکوبگر اسلامی، اسرائیل و جامعهی بینالمللی — خنجر خوردهاند. در حال حاضر، فوریترین اولویت، یکصدا شدن و فریاد کردن درخواست برای آتشبس است؛ گامی ضروری برای پایان دادن به این جنگ. جان غیرنظامیان باید حفظ شود و زیرساختهای حیاتی باید باقی بماند. پی نوشت: دو نکته و یک نقل قول از داخل ایران: نخست، بله، پس از سرنگونی حکومت ویرانگر و ستمگر جمهوری اسلامی، ایران باید در پی صلح با اسرائیل و با تمام جهان باشد. اما روشن است: با آغاز این جنگ، اسرائیل اکنون در تاریخ ایران در کنار حملهگران عرب و مغول جای گرفته است. دوم، دستکم طب...
دکتر حسن اقبالی در کنار همسر ، بانو قدسی اقبالی و پسرشان، رامین در اوایل مهاجرت به آمریکا تقدیم به بانو قدسی اقبالی گفته می شود که آدمیان نه تنها با نام خود مورد شناسایی همگان قرار می گیرند، بلکه بسیاری در معنای نام خود، جنبه های شخصیت خویش را می آفرینند. در نگاه من دکترحسن اقبالی چنین بود. مردی که بنابر نام اولش، پر از حُسن و نیکویی بود و بنابر نام خانوادگی، مردی بود که با استعداد شگرفش و تلاش بی مانندش، اقبالی بلند و بزرگ را برای خود و خانواده اش و جامعه ایرانیان آمریکایی آفرید. در دانش روانشناسی بر اهمیت تصویر ذهنی و برداشت نسبت به یک فرد که بر اثر نخستین و آخرین مواجهه با او در ذهن آدمی پدید می آید و ماندگار می شود، تاکید شده است. پس به گمانم که آن گروه از ما که بیش و کم توفیق آشنایی یا دوستی یا محضر نشینی دکتر حسن اقبالی را داشته ایم، به نیکی می دانیم و قبول داریم که او تا به آخر همانی بود که ما در اولین دیدار در ذهنمان به تصویر کشیدیم: مردی وارسته، موقر، خوش سیما، خوشرو، خوش پوش و ادیب. از اینرو بود که همواره او را نماینده ی درخشان نامش، حسن و کنیه اش، اقبالی یا...
Comments