در جستجوی دکتر سعید فاطمی
در جستجوی دکتر سعید فاطمی
تقدیم به بانو دکتر مینو ورزگر-فاطمی
از یک دیدگاه، زندگی سفری
است که تا لحظه مرگ، انباشته از کوششگری است، در تلاش برای بقا و ماندگاری، رویش و
بالندگی، دانش و ثروت، نام و مقام، خدا و ناخدا، عشق و عطوفت، پیروزی و کامیابی، نیکبختی
و شادی. آنچه همه این کوشش ها را به هم پیوند می زند و موجب تحمل و بردباری ما در
برابر واقعیت های روزمره مرگ، درد و رنج می شود، جستجویی بی پایان برای یافتن و
بازیافتن معنای زندگی در رویارویی همیشه جاری میان امید و نومیدی، شادی و غم، آسایش
و رنج، پیروزی و شکست، و زندگی و مرگ است. آری، ما همواره در تلاش برای زندگی کردن
توام با نیکبختی و شادی پایدار هستیم، ولی همه اینها گذرا و ناپایدار است. پس چه
چیزی پایدار است؟
بنابر تجربه عمومی و پژوهش
های دانشگاهی، فقط قصه، داستان و افسانه به ویژه به صورت گفتاری که سینه به سینه نقل شود،
ماندگار است.
ببینم که فردوسی بزرگ در
بیت هایی منتسب به او در این باره چه می گوید:
بناهای آباد گردد خراب / ز باران و ز تابشِ آفتاب
پی افکندم از نظم کاخی بلند / که از باد و بارانش ناید گزند
برین نامه بر سالها بگذرد / همی خواند آن کس که دارد خرد
پژوهشگران و اسطوره شناسان بسیاری
باور دارند که رمز و راز ماندگاری و جاودانگی انسانها قصه گویی و داستان سرایی آنهاست.
زنده یاد گرامی، دکتر سعید فاطمی خود یک اسطوره شناس برجسته بود. او به نیکی و
ژرفا در باره اسطوره دشمنی و سپس دوستی میان گیلگمش و انکیدو در سومر باستان، به
عنوان یکی از کهن ترین قصه های افسانه ای جهان، آگاه بود و در باره اش مقاله و
کتاب نوشته است.
در ارتباط با این موضوع
اجازه می گیرم که چند خطی را از نوشته ی دکتر سعید فاطمی با نقل قول از کتاب ایشان
با عنوان "مبانی فلسفی اساطیر
یونان و روم"، بخوانم:
«با توجه باینکه در ادوار گذشته هیچگونه وسیله ای برای حفظ
حوادث تاریخی وجود نداشته و روایت افسانه ها و داستانها (اعم از میهنی-مذهبی و
اسطوره ای) سینه بسینه نقل شده و هر نسل شاخ و برگی تازه بر آن افزوده است آنوقت
روشن میشود که وقوف به حقایق تمدن ها و فرهنگ های گذشته هرگز بآسانی مقدور و میسر
نخواهد بود.
از داستانها آنچه که امروز در دسترس ما است با وجود مسخ شدن
قیافه واقعیِ آن افسانه ها، جاودانه مانده است که حاوی معانی عمیق اجتماعی و
نمودار (سمبل) و سیمای رمزی و استعاری است.
گاهی اساطیر حاوی مواعظ و حکم هستند و زمانی تشبیهات
شاعرانه و عشق ورزیهای عارفانه دارند.» (1)
آری بایستی دکتر سعید فاطمی،
این انسان وارسته را تا همیشه در داستان های حماسی و اسطوره ای جستجو کرد:
داستان مردی از تبار
آزادیخواهان انقلاب مشروطه ایران که در کنار دایی جاودانه اش، بزرگ مرد تاریخ
ایران، دکتر حسین فاطمی، و سایر زنان و مردان برجسته ی رهرو نهضت ملی ایران در
سالهای 1328 تا 1332 با همه دل و جان و خرد به ندای رهبر ملی ایران، دکتر محمد
مصدق، گوش فرا داد و با همراهی و کوششگری با پیروزی حماسه ی ملی شدن صنعت نفت و
رهایی ایران از بند استعمار، جاودانه شده اند.
داستان مردی که رنج های
فراوانی از جمله دشنه آجین شدن مادرش، قتل دایی بزرگوارش، زندانی و شکنجه شدن،
تبعید و دوری از خانواده، و محرومیت از استادی در دانشگاه را با ثابت قدمی بی تزلزل
در راه آزادی و شرافت انسانی بردباری کرد و هیچگاه در برابر زور و تهدید یا برای نگهداری
منافع شخصی، سرخم نکرد.
داستان مردی که عشق به میهن
را در آثار پژوهشی و شمار بزرگی از دانشجویان پیشین خود برای نسل های آتی باقی
گذارده است.
داستان مردی که به عنوان
یکی از یاران جوان مورد اعتماد دکتر محمد مصدق، در زمره شایسته ترین همراهان دکتر
مصدق است که رهبر ملی ایران در باره ی آنها چنین گفته است:
«کسانی که وقتی پای مصالح عموم به میان آید از
مصالح خصوصی و نظریات شخصی صرف نظر می کنند
کسانی که در سیاست مملکت اهل سازش [با دشمنان ملت] نیستند و
تا آن جا که موفق شوند مرد و مردانه می ایستند. و یک دندگی به خرج می دهند و به آن
کسانی که در راه آزادی و استقلال ایران عزیز از همه چیز خود می گذرند.»
به گفته ی زیبای بابا افضل
کاشانی از چند سد قرن پیش:
عمر تو اگر فزون شود از پانصد
افسانه شوی عاقبت از روی خرد
باری چو فسانه می شوی، ای بخرد
افسانهٔ نیک شو، نه افسانهٔ بد
دکتر سعید فاطمی، به راستی افسانه
نیکی است که همواره در نزد ما برای قصه گویی و داستان سرایی به یادگار مانده است.
نام و یادش را نیک می
داریم.
1) برداشت از راسخون دات نت
زیر عنوان ریشه های اسطوره به قلم دکتر سعید فاطمی (منبع اصلی: دکتر سعید فاطمی:
(1387)مبانی فلسفی اساطیر
یونان و روم، تهران، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، چاپ دوم
Comments