شیونی برای ایران در یاد مصدق
چه خوب که پنجاه و نه سال پیش مُردی تا نبینی پیروزی واپسگرایان را در بهمن هزار و سیصد و پنجاه و هفت. تا نبینی که ملایان چه بر سر میهنت آوردند، و آخوندی را که از مشتی استخوان تو در هراس بود در ماه ببینند. چه خوب که ندیدی که بتکدهات، خانهٔ ملت را مبدل به شورای اسلامی کردند. زهی سعادت که جنگ خانمانسوز عراق را تجربه نکردی، و کشتار فرزندانت را به نام «ضد انقلاب» از سالهای شصت تا امتدادش در هجده و نوزده تیرماه امسال شاهد نبودی. و باز چه بهتر که ندیدی دروغبافان حرفهای چگونه میراث انساندوستی تو را با یاوه درآمیختند، با اصرار بر انکار کودتای بیست و هشت مرداد، تا تو را که آزادی و دموکراسی و سربلندی میهن و شاه مشروطه میخواستی، ضد شاه جلوه دهند. آنها میراث تو را که استقلال، آزادی و دموکراسی میهن بود کمرنگ کردند و از دل جوانان زدودند، تا حکومت اُمتی و مرگآور برپا کنند، و به میراثخواران کودتا و جادهصافکنان آخوند لباس منجیگری بپوشانند؛ تا زمینه فراهم شود برای آنکه بزرگترین ضربه را به سرشت میهنت بزنند. و امروز در اوج پریشانی برای زادگاهِ در جنگ در کشتار و ویرانی، چقدر خوشحالم که نی...