Posts

سپاس از برای موسیقی: برگردان ترانه ی مشهور آبا به مناسبت زاد روز ندا آقا سلطان

Image
برگردان دو بخش از ترانه ی مشهور ((سپاس از برای موسیقی)) را به مناسبت زاد روز و علاقه ی ندا آقا سلطان به موسیقی شاد و رقص و آواز، به جوانان ایران تقدیم می نمایم: ((سپاس از برای موسیقی)) من آدم مهمی نیستم و در واقع کمی خسته کننده ام مثلا وقتی که جوک می گویم، دست اول نیست ولی من دارای استعداد سرشاری در آواز خوانی هستم چون وقتیکه آواز می خوانم همه به من گوش می کنند و مرا مملو از غرور و امتنان می سازند و آنگاه فقط می خواهم که با صدای بلند آواز بخوانم از اینروست که می گویم: سپاس از برای موسیقی و آوازهایی که می خوانم سپاس برای اینهمه شادی که در ما ایجاد می کنند چه کسی می تواند بدون آنها زندگی سر کند؟ بی ریا می پرسم: زندگی بدون آنها چه خواهد بود؟ بدون آهنگ و رقص ما چه هستیم؟ پس می گویم که سپاس از برای موسیقی که بر من بخشیده ای مادرم می گوید که من پیش از راه رفتن می رقصیدم می گوید پیش از حرف زدن، آواز می خواندم ولی من اغلب از خودم می پرسم، این همه چگونه و بوسیله چه کسی آغاز شد؟ چه کسی پی برد ...

آینده ایران در گرو درایت، سازماندهی و کوشش سترگ پیروان ملی است: پاسخ به پرسش هایی در باره نظرات مطرح در مقاله «رهبری ملی نیازمند ابتکار پیروان ملی است»

Image
حمید اکبری مقاله «رهبری ملی نیازمند ابتکار پیروان ملی است» شما را خواندم و با سپاس از نکاتی که در جهت شناساندن یک رهبر ملی ارائه نموده اید، از جمله اینکه: رشد وشکوفایی انسان های لایق به خصوص انسان سیاسی لایق در سیستم های دیکتاتوری به سختی صورت می گیرد، و یا معیار نبودن ستمدیدگی و یا زندان افکنده شدن به عنوان شرط لازم یا کافی برای احراز رهبری. در زمینه مطلب شما، پرسش های زیر وجود دارد: پرسش: یک رهبر ملی یک انسان است و انسان گاهی پیش بینی ناپذیر است. لذا تضمین اینکه حتی یک رهبر ملی بعد از پیروزی جنبش مردم دچار دگرگونی شود وجود خواهد داشت. حال سوال این است چه مکانیسم و سیستم دقیقی باید تعریف گردد تا رهبری بعد از پیروزی جنبش، در چهارچوب اصول خود همچنان پایبند به دموکراسی بماند و از جاده اصول منحرف نشود؟ پاسخ: بنابر گفته مشهور و مستند لرد اکتون، مورخ و فیلسوف قرن نوزدهم انگلستان، «قدرت فساد می آورد و قدرت مطلق، فساد مطلق». واقعیت این است که یک جامعه دموکراتیک مناسبات و ساختار حکومت را با هدف دیده بانی و مهار قدرت ایجاد و نهادینه می کند. از این روی است که ما تا رسی...

به یاد بهمن امینی، مردی که انتشارات خاوران را با عشقش به کتاب جاوادنه کرد برای همسرش هایده قهرمانی

Image
حمید اکبری سال 1990 بود. زنده یاد هوشنگ کشاورز صدر برای کمک و راهنمایی در تاسیس کتابخانه دهخدا به شیکاگو آمده بود. در همان زمان بود که نخستین بار نام بهمن امینی را شنیدم. آقای کشاورز صدر که با بهمن دوستی نزدیک داشت، به همسرم آذر و من گفت که برای تامین کتابهای اولیه کتابخانه با بنیانگذار انتشارات خاوران تماس می گیرد. همینگونه شد و بهمن کتابهایی  به صورت رایگان به کتابخانه و  نیزشماری را برای فروش به علاقمندان فرستاد. از آنروز خانه ما مبدل به یکی دیگر از هزاران سرایی شد که کتابهای دلبند بهمن و انتشارات خاوران را برای همیشه در آغوش خود کشید . دو سال و اندی پیش بود که شنیدم بهمن مجبور شد که پس از سالها مقاومت به دلیل عدم استقبال از خرید کتاب فارسی و دشواری های مالی، محل کتابسرا در پاریس را ببندد و به اتفاق همسر نازنین اش، هایده، به دهکده ای در جنوب فرانسه کوچ کند. باری این کوچی بود که بازگشتی نداشت چون خبر بهت آور در گذشت بهمن در اواخر آبان ماه 2018 پخش شد! بنابر آنچه از آقای کشاورز صدر شنیدم، وقتی بهمن پس از انقلاب به عنوان یک تبعیدی سیاسی به فرانسه آمده بود، ب...

سیسرو: ایدون باد وداع با روم شکوهمند - - فیدور تایو تلچو، شاعر قرن نوزدهم روسیه

Image
سیسرو: فیدور تایو تلچو، شاعر قرن نوزدهم روسیه برگردان حمید اکبری «در گیر و دار جنگ و جدال و بحران داخلی نقال شهر روم سخن سر داد: من دیر از خواب غفلت بیدار شدم و هنگامی فرا رسیدم که شب تاریک بر روم چیره شده بود ایدون باد وداع با روم شکوهمند و از فراز بلندیهای مشرف بر پایتخت روم نظاره کردن برغروب جلال و جبروت خونین روم *** خجسته باد هر آنکس که مهمان این زمین است در لحظه های سرنوشت ساز. انگار خدایان او را فرا خوانده اند که در جشن [شکافتن فلک] با آنها همراه شود و در خلوت آنها و همطراز شاهدی بر پیدایش طرح نوی تماشایی آنها شود و مانند یک خداوند با نوشیدن از جام خدایان، جاودانه شود.»

وداع با خجسته مرد حاضر در آخرین دولت مشروطه ایران: آقای محمد مشیری یزدی

Image
محمد مشیری یزدی، معاون نخست وزیر در دولت دکتر شاپور بختیار برای هومان بختیار «خجسته باد هر آنکس که مهمان این زمین است، در لحظه های سرنوشت ساز. انگار خدایان او را فرا خوانده اند که در جشن [شکافتن فلک] با آنها همراه شود، و در خلوت آنها و همطراز، شاهدی بر پیدایش طرح نوی تماشایی آنها شود. و خود مانند یک خداوند، با نوشیدن از جام خدایان، جاودانه شود.»* فیدور تایو تلچو، شاعر قرن نوزدهم روسیه روز اول نوامبر خبر درگذشت آقای محمد مشیری یزدی را بوسیله پیامک دوستم، هومان بختیار دریافت کردم. در اجتماعی آکادمیک در قایقی که کلاس درس شناور است بودم. بغض گلویم را فشرد و اشگ در چشمانم حدقه بست. تا جای ممکن خودم را به گوشه ای خلوت در عرش قایق کشیدم. آنگاه با یادهایی گوناگون از آقای مشیری در آمیختگی با سرنوشت ایران، چشم دوخته بر آبهای رودخانه می سی سی پی غوطه ور شدم. *** چهل سال پیش در چنین روزهایی سرنوشت ایران در حال رقم خوردن بود. حکومت شاه رو به زوال می رفت و فضای سیاسی ایران در ابهام بیش از پیش، زمینه های چیرگی آیت الله خمینی و حکومت مطلقه دینی مورد نظر او را فراهم می کر...