Posts

شهامت استثنایی دکتر بختیار در دفاع از آرمان های مشروطه

Image
شهامت استثنایی دکتر بختیار در دفاع از آرمان های مشروطه حمید اکبری در مورد شهامت بختیار این خاطره ای است که آقای محمد مشیری یزدی، معاون دکتر بختیار، در چندین دیدار با نگارنده بر زبان آورد (نقل به مضمون): «روز بیست و دوم بهمن بود. ارتش اعلام بی طرفی کرده بود. من در دفتر نخست وزیری بودم. از طرف افسران گارد محافظ به من خبر دادند که جمعیت در حال پیشروی به سوی کاخ نخست وزیری است و امنیت نخست وزیر و همه کارکنان در معرض خطر جدی قرار دارد. من به اتاق نخست وزیر رفتم. بختیار همچنان پشت میزش مشغول کار کردن بود. صدای همهمه از خیابان به گوش می رسید. مقابل میز نخست وزیر ایستادم. بختیار سرش را بلند کرد و رو به من گفت: «چی شده مشیری، ترسیدی»! روشن است که این شهامت استثنایی نخست وزیر ایران موجب پیشگیری از به قدرت رسیدن خمینی و سلطه سیاه حکومت او نشد. ولی آنچه ماندگار است، کارنامه ی دولتی است که به گفته آقای مشیری: «طول نداشت ولی عرض داشت». آنچه در «عرض» این دولت جلوه ی تاریخی دارد، باورمندی به اصول اساسی انقلاب مشروطه است. اصولی که در چهارچوب آن: _ حکومت مشروط به انتخ...

سرور فرهنگ فرهی؛ جلوه ی درخشان بزرگمردی جوانمرد

Image
در سوگ استاد فرهنگ فرهی. مقاله ای را که یک سال و نیم پیش در بزرگداشت او نوشتم، اکنون با شنیدن خبر اندوهبار درگذشت او دوباره منشتر می سازم.  تقدیم به پیام فرهی درود! این کلامی است که هر مرتبه در بدو سخن گفتن تلفنی با سرور فرهنگ فرهی بر جانم می نشیند. هر بار در پاسخ می خواهم بگویم: درود بر شما، ولی نمی توانم. زیرا درود او از تبار دگرگونه ای است که درود مرا یارای برابری نیست. درودش پژواک صلابت کوه های سر بر کشیده البرز را دارد. درودش چونان موج های عاشقانه دریای خزر دلنشین است. درودش صمیمیت بزرگمردی همیشه جوان را در بر دارد. بزرگمردی که همه جان و خردش را نثار راه خدمتگزاری به فرهنگ ایران و تشویق به فرهنگ ورزی انسان ایرانی کرده است. درودش همه امید و توان را به دوست و آشنا می بخشد و هیچ چیز در مقابل نمی خواهد، همانا درود جوانمردان. از روزی که با زنان و مردان برجسته فرهنگ، هنر و ادب ایران آشنا شدم، سرور فرهنگ فرهی را نیز شناخته و ارج گذارده ام. چه بسا نوشته یا معرفی او بوده است که مرا با جنبه های مهم کار یک شخصیت ادبی یا هنری آشنا کرده. برای یک نمونه، با صدای سحرانگی...

مر او را سپاسگزارم برای انتخاب ناممکن* یادی از دکتر سعید فاطمی

Image
تقدیم به بانو دکتر مینو ورزگر- فاطمی مرگ هیچکس پایان او نیست. آغازی دوباره از بودن هستی بخش و لایزال وجود اوست که ورای مرگ سر می کشد و در جریان زندگی آنان که دوستش می داشتند و یا به لحاظ اجتماعی ارج دارش بودند، دوباره جاری و جاودانه می شود. هر آنکس که گرامی داری، انگار هیچ گاه نرفته است و در اصل بیش و نزدیکتر از پیش با توست. هر وقت و هر جایی که به او بیندیشی، او با توست، بویژه که در کنار رودخانه جاری و یا دریای بزرگ باشی. و اگر خواستی می توانی چشمانت را ببندی و رو در رو با او، از مهربانی و گرمای وجودش جان بگیری، و با وی گفتگو کنی و بگویی: سپاسگزارم از این که در عهد و زمانه تو در این جهان زاده شدم. سپاسگزارم که تو نصیب من و ما شدی. من نیز بسهم خودم، در مدت این دو سال و اندی گذشته بسیار با آن سالار، دکتر سعید فاطمی، بوده ام و بسیار نام و یادش را در خلوت خود نجوا کرده ام. و مر او را سپاس گزارم برای همه ی درس های جاودانه که از او آموختم. مر او را سپاس گزارم برای انتخاب های سترگش در بزنگاه های تاریخ مردم میهنمان، ایران. شهامت هایی که او در بی نظیرترین لحظات تاریخ بخ...

مصاحبه با حمید ذوالنور و حمید اکبری در باره دکتر شاپور بختیار در باره قتل او به وسیله جمهوری اسلامی

Image
مصاحبه با حمید اکبری و حمید ذوالنور در باره دکتر شاپور بختیار به مناسبت بیستمین سالروز قتل او  بوسیله جمهوری اسلامی

ملی شدن صنعت نفت و رهبری دکتر مصدق: مصاحبه حمید اکبری با خانم مریم احمدی در رادیو فردا

Image
به مناسبت شصت و هشتمین سالروز ملی شدن صنعت نفت، متن مصاحبه ای را که سیزده سال پیش با خانم مریم احمدی ، خبرنگار توانای رادیو فردا، انجام دادم را دراینجا درج می کنم : پنجاه و پنج  سال پیش در چنین روزی مجلس شورای ملی به ابتکار جبهه ملی و در راس آن دکتر  محمد   مصدق  قانون ملی شدن نفت در سراسر کشور را از تصویب گذراند.                                    دکتر  حمید اکبری  استاد دانشگاه در شیکاگو درباره نقش محمد مصدق و سران جبهه ملی در آن رویداد در مصاحبه با  رادیو فردا  می گوید:     به نظر من از پیامدهای کاری که دکتر مصدق، جبهه ملی و یا یارانش و مردم ایران در اصل  کردند و به عنوان یک یادگار باقی مانده در اذهان عمومی مردم، این که وقتی یک رهبر معتمد باشد و با خواست مردم این رهبری تلاقی پیدا کند، آن وقت می شود به همه اهداف دست یافت.  آقای اکبری می گوید: مصدق به نوعی آرمانگرا بود، آرمان بسیار بالایی داشت و آن برقراری د...

با دستانی خالی و قلبی پر تپش برای اعتلای آزادی و انسانیت: پژواک سخنان دزموند توتو برای سیمای شهامت ایران، نسرین ستوده

Image
پژواک سخنان دزموند توتو برای سیمای شهامت    ایران، نسرین ستوده حمید اکبری یادداشت:       دزموند توتو می گوید: ((ما فقط هنگامی شاهدانی راستین هستیم که جانبدار بی نوایان، ناتوانان و ستمدیدگان باشیم)).  در ایران امروز وکلای حقوق بشرهمانا شاهدان راستین و با شهامتند. در واقع، وکلایی مانند نسرین ستوده تجلی شهامت اخلاقی در ایران هستند.  اگر در آفریقای جنوبی در هنگام مبارزه علیه آپارتاید، دزموند توتو کلیسای سنت جورج در کیپ تاون را پناهگاهی استوار برای مبارزان با آپارتاید کرده بود، در ایران امروز دفترهای کوچک وکلای حقوق بشریگانه پناهگاه مبارزان راه آزادی و دموکراسی و دیگر قربانیانی دستگاه استبداد و آپارتاید دینی است. جهانیان می دانند که دزموند توتو به معنای واقعی یک روحانی آزادیخواه و انساندوست بود.  مردی که از جان و مال خود دست شسته بود و همه هستی اش را در اختیار مردم آفریقای جنوبی و مبارزه اشان برای آزادی و زندگی شرافتمندانه گذارده بود.  انسانی که قاطعانه تا رسیدن پیروزی   علیه آپارتاید جنگید ولی هرگزمبارزه اش...

سپاس از برای موسیقی: برگردان ترانه ی مشهور آبا به مناسبت زاد روز ندا آقا سلطان

Image
برگردان دو بخش از ترانه ی مشهور ((سپاس از برای موسیقی)) را به مناسبت زاد روز و علاقه ی ندا آقا سلطان به موسیقی شاد و رقص و آواز، به جوانان ایران تقدیم می نمایم: ((سپاس از برای موسیقی)) من آدم مهمی نیستم و در واقع کمی خسته کننده ام مثلا وقتی که جوک می گویم، دست اول نیست ولی من دارای استعداد سرشاری در آواز خوانی هستم چون وقتیکه آواز می خوانم همه به من گوش می کنند و مرا مملو از غرور و امتنان می سازند و آنگاه فقط می خواهم که با صدای بلند آواز بخوانم از اینروست که می گویم: سپاس از برای موسیقی و آوازهایی که می خوانم سپاس برای اینهمه شادی که در ما ایجاد می کنند چه کسی می تواند بدون آنها زندگی سر کند؟ بی ریا می پرسم: زندگی بدون آنها چه خواهد بود؟ بدون آهنگ و رقص ما چه هستیم؟ پس می گویم که سپاس از برای موسیقی که بر من بخشیده ای مادرم می گوید که من پیش از راه رفتن می رقصیدم می گوید پیش از حرف زدن، آواز می خواندم ولی من اغلب از خودم می پرسم، این همه چگونه و بوسیله چه کسی آغاز شد؟ چه کسی پی برد ...